من دایی احمد

یه روز عالی رفته بودیم تو گرما مارفتیم امام زاده محمد ابن زید بهد خواستیم بریم دزفول ولی منی بوس ترمز کار نمی کرد و ما رفتیم خانه و فقت بخاطر مامان جون رفتیم جای همگی خالی برای همه شما دعا کردم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

من دایی احمد 
